مدیریت

تعریف مدیریت ׃ مدیریت فن و هنری قدیمی است که در گذشته های دور عمدتا به وسیله سلاطین ، وزیران ، روحانیان و فرماندهان نظامی و در گذشته های نزدیک توسط مدیران تجاری و دولتی بکار می آمد. ولی امروزه تقریبا در همه امور زندگی اجتماعی بکار می آید. چون هر کسی عملا در برخی از مراحل زندگی روزمره خود مدیریت میکند چیزی درباره مدیریت می داند ولی غالبا ان را به درستی بکار نمی بندد.

مدیریت عبارت است از ׃

هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران ( فالت 1924)

فراگرد هماهنگ سازی فعالیتهای فردی و گروهی برای تحقق هدفهای گروهی  ( دانلی و همکاران1971)

ایجاد محیطی موثر برای افرادی که در گروههای رسمی سازمانی فعالیت می کنند  ( کونتز و اودانل 1972)

تعریف مدیریت بر حسب کارکردها ׃

مدیریت ، فراگرد برنامه ریزی ، سازماندهی، رهبری و نظارت فعالیتهای اعضای سازمان و منابع آن به منظور دستیابی به هدفهای سازمانی است . وظیفه اصلی مدیریت گزینش هدفهای مقتضی و مناسب سازمانی و هدایت و رهبری سازمان در جهت تحقق این هدفهاست.

فراگرد سازماندهی ׃

1-  تشخیص فعالیتهای لازم برای رسیدن به هدفها و اجرای برنامه ها

2-  گروه بندی فعالیتها با توجه به منابع انسانی و مادی موجود و تشخیص بهترین طریقه استفاده کردن از انها

3-  دادن اختیار عمل و حق دستوردهی و تصمیم گیری برای انجام دادن کار به هر مسئول هر گروه

4-  ارتباط دادن واحدها به یکدیگر به صورت عمودی و افقی از طریق روابط اختیار، شبکه ارتباطی و نظام اطلاعاتی

تقسیم کار ׃

تقسیم کار عبارت است از تفکیک وظایف سازمان میان افراد به طوری که هر فرد به جای انجام دادن همه کارها مسئول وظیفه یا مجموعه وظایف معینی شود

حیطه نظارت ׃ اندازه و وسعت واحد کار را مشخص میکند و یعنی تعداد زیردستانی که مستقیما زیر نظر یک مدیر انجام وظیفه می کنند و به او گزارش می دهند .

وحدت فرمان ׃ به موجب این اصل سنتی مدیریت هر زیردست برای انجام دادن وظایف خود باید فقط از یک سرپرست مافوق دستور بگیرد و فقط به او گزارش دهد.

سلسله مراتب یا زنجیر فرمان ׃ به رده بندی قدرت و اختیار از بالاترین رده تا پایین ترین رده سازمان اشاره دارد و نشان می دهد که اختیارات سازمانی چگونه توزیع شده است . سلسله مراتب بعد عمودی ساختار سازمان را به وجود می اورد .

اختیار ׃ یعنی قدرت تصمیم گیری برای هدایت فعالیتها و اعمال دیگران  ( سایمون 1957)