بر اساس دیدگاه آلپورت تحول آگاهی از خود ورسیدن به خویشتن از منیت می گذرد .شکست و ناکامی در هر یک از این مراحل به پیدایش مراحل بعدی لطمه می زند ،مراحلی که آلپورت ذکر می کند عبارت است از :خود جسمانی ،هویت ،احترام به خود (عزت نفس )،گسترش خود ،تصور ازخود ،تعریفی معقول و تلاشی اختصاصی .همانطور که اشاره شد آلپورت در تکوین خویشتن هفت مرحله بیان می کند که سومین مرحله آن را پدیدار شدن عزت نفس می داند .آلپورت معتقد است این مرحله با احساس غرور کودک و در نتیجه آموختن انجام کارها به طور انفرادی و مستقل همراه است .در این مرحله کودک تمایل دارد ،چیزهایی بسازد و به اکتشاف بپردازدآلپورت این مرحله از تکوین خویشتن را بسیار حساس و تعیین کننده می داند ،چنانچه پدر و مادر کودک نیاز کودک را به اکتشاف ناکام بگذارند،عزت نفس کودک که در حال شکل گیری است لطمه می بیند وبه احساس حقارت و خشم مبدل می گردد(شولتز،1388،ص20)

نظریه کوپر اسمیت

نظریه کوپر اسمیت :اسمیت عزت نفس را ارزشیابی فرد در باره خود ویا قضاوت شخصی در مورد ارزش خود می داند وی با بررسی و مطالعه تئوری های قبلی و تحقیقات انجام شده در این زمینه چهار عامل اسنادی را برای رشد عزت نفس بیان می کند :نخستین آن و مقدم بر تمام عوامل ،میزان احترام پذیری و علاقه مندی که یک فرد دریافت می کند .دومین عامل اسنادی عزت نفس از دید اسمیت ،تاریخ و تجارب موفقیت هایمان در زندگی می باشد و بطور کلی موفقیت ها و مقامی که در محیط داریم.سومین عامل،ارزشها و انتظارات که بر این مبنا تجارب را مورد تفسیر قرار دهیم و چهارمین عامل روی پاسخ دهی فرد نسبت به تنزل شخصیت است.منظور این است که واقعیت ها به منزله مواد خاصی هستند وآنچه تعیین کننده است ،نگرش فرد نسبت به آن واقعیت می باشد.به عنوان مثال :دو فرد در دو موقعیت اضطراب آور دو برداشت متفاوت خواهند داشت واین تلقی دوگانه از یک زمینه ،به حساسیت عاطفی ،نگرش و روش عکس العمل فرد بستگی دارد .افرادی که از عزت نفس بالایی برخوردارند واطمینان و تایید درونی دارند ،نحوه قضاوتشان به وضوح متفاوت از افرادی است که عزت نفس پایین دارند (جی اسمیت ،1388،ص37)

 نظریه جرج مید

مید معتقد است که تصورات و نگرشهای شخص ،نقش زیادی در زندگی او دارند .این تصورات می تواند مربوط به موفقیت های درونی یا بیرونی باشد .تصورات بر اساس بازخوردی که از نظر دیگران بدست می آید ،تشکیل می شود .بنابراین شخص خصوصیات خود را به گونهای درک می کند که دیگران آن خصوصیات رابه وی نسبت می دهند .اونتیجه گرفت عزت نفس بر اساس انعکاس ارزیابی دیگران به وجود می آید و این اجتماع است که برای افراد معیارهای زندگی را تعیین می کند (دلفانی،1389،ص 30)

نظریه راجرز

 راجرز عزت نفس را ارزیابی مداوم شخص از ارزشمندی خویشتن خود یا نوعی قضاوت نسبت به ارزشمندی وجودی خود تعریف کرده است .او معتقد است این صفت در انسان حالت عمومی دارد و محدود و زود گذر نیست .بر طبق نظر راجرز ،عزت نفس در اثر نیاز به توجه مثبت دیگران ،شامل بازخوردها ،طرز برخورد گرم و محبت آمیز ،صمیمیت پذیری و مهربانی از طرف محیط به خصوص اولیاء کودک است (همان منبع ،ص 29)