مفهوم یادگیری خودتنظیمی پژوهش در حوزه راهبردهای یادگیری  ، فراشناخت ، اهداف یادگیری و انگیزش را یکپارچه ساخته است . از این رو خودتنظیمی را می توان فرایند فعالی تعریف کرد که در ان دانش اموز با تعیین اهدافی که یادگیری او را جهت می دهد در تلاش است تا شناختها ، انگیزش  و رفتارهای خود را به منظور دستیابی به اهداف مذکور ، نظارت ، تنظیم و کنترل کند( لنز و وانس تی نکیست ، 2008 به نقل ازوال و همکاران ، 2009).  صاحب نظران در حوزه یادگیری خودتنظیمی باور دارند دانش اموزانی که نقش هدفمند در یادگیری خود بر عهده می گیرند از عملکردی مطلوبتر برخوردارند . افراد مذکور ، خود پیرو ، اندیشه ورز و یادگیرندگانی کارامد هستند که نسبت به فرایندهای یادگیری خود نگرشهای مثبتی ایجاد می کنند ( مارتینز – پونز ، 2002؛ پوستینن و پولکینن، 2001 ؛ زیمزمن ، 2002).  متاسفانه شاید به سبب اینکه سیستمهای اموزشی سنتی کمتر دانش اموزان را در رفتارهای خود گردان درگیر می کنند همه انها به سطوحی بالا از خود تنظیمی دست نمی یابند ( ارمرود ، 2006 به نقل از سو ، 2008) . مفهوم خود تنظیمی یادگیرندگانی را توصیف می کند که مهارت محورند و تمایل بسیاری به فهم بهتر فرایندهای یادگیری خود دارند. این افراد بسیار خودانگیخته ، راهبردی و کارامد ظاهر می شوند.