دومين شاخه علم تکنولوژی آموزشی بعد ابزاری آن است . در اين ديدگاه علم تکنولوژی آموزشی به مجموعه ابزارها و تجهيزاتی اطلاق می گردد که سبب تسهيل فرايند يادگيری

 می شود .برخی از عمده ترين تاثيرات بکارگيری مواد و ابزار آموزشی و کمک آموزشی به قرار زير می باشد :
۱ -
کاستن از ميزان مصرف انرژی معلم و پيشگيری از خستگی مفرط
۲ -
کاستن از سخنرانی و افزودن به تجارب يادگيری دانش آموزان
۳ -
خروج کلاس از يکنواختی روش های تدريس سنتی و معلم محوری
۴ -
کسب تجربه عینی و واقعیتوسط دانش آموزان و در نتیجه تعمیق یادگیری
۵ -
افزایش مهارت های حرکتی و فعالیت های بدنی دانش آموزان و مصرف انرژی روانی آنها
۶ -
تقویت یادگیری با دو مغز زیرا دست انسان مغز دوم اوست
۷ -
افزایش بهره وری کلاس در نتیجه استفاده بهینه از زمان کلاسی
۸ -
درگیر شدن فراگیران با فرایند یادگیری
۹ -
پیاده کردن روش های مورد علاقه دانش آموزان
۱۰ -
علاقه مندی بیشتر دانش آموزان به کلاس و معلم
۱۱ -
یادگیری مبانی اولیه رسانه سناسی و نحوه کاربرد آنها
۱۲ -
درک عمقی پدیده ها و روابطی که به صورت عینی و یا با چشم غیر مسلح قابل دریافت نیستند
۱۳ -
مشاهده بی خطر حوادث و وقایعی که مشاهده واقعی آنها خطرناک است
۱۴ -
ایجاد جذابیت برای نسل جدید که علاقه مندند مطابق پیشرفت های روز به پیش روند
۱۵ - ایجاد حس مشارکت در مالکیت بیت المال و احترام به حقوق دیگران در استفاده از

رسانه های جمعی و تجهیزات آموزشی